فرهنگ آریانپور
بد امدن
#۲۵٬۸۴۰
distaste
بى رغبتى، تنفر، بى میلى، بد آمدن، آزردن
hate
نفرت داشتن از، بیزار بودن، کینه ورزیدن، دشمنى، نفرت، تنفر
mind
فکر، خاطر، ذهن، خیال، مغز، فهم، فکر چیزى را کردن، یاد آورى کردن، تذکر دادن، مراقب بودن، مواظبت کردن، ملتفت بودن، اعتناء کردن به، حذر کردن از، تصمیم داشتن
resent
منزجر شدن از، رنجیدن از، خشمگین شدن از، اظهار تنفر کردن از، اظهار رنجش کردن
abominate
ناپسند شمردن، مکروه دانستن، تنفر داشتن، نفرت کردن
objection
ایراد، اعتراض، مخالفت، استدلال مخالف