فرهنگ آریان‌پور

بد امدن

#۲۵٬۸۴۰

معنی‌های انگلیسی
۱

distaste

بى رغبتى، تنفر، بى میلى، بد آمدن، آزردن

۲

hate

نفرت داشتن از، بیزار بودن، کینه ورزیدن، دشمنى، نفرت، تنفر

۳

mind

فکر، خاطر، ذهن، خیال، مغز، فهم، فکر چیزى را کردن، یاد آورى کردن، تذکر دادن، مراقب بودن، مواظبت کردن، ملتفت بودن، اعتناء کردن به، حذر کردن از، تصمیم داشتن

۴

resent

منزجر شدن از، رنجیدن از، خشمگین شدن از، اظهار تنفر کردن از، اظهار رنجش کردن

۵

abominate

ناپسند شمردن، مکروه دانستن، تنفر داشتن، نفرت کردن

۶

objection

ایراد، اعتراض، مخالفت، استدلال مخالف