فرهنگ آریان‌پور

اجرت

#۲٬۵۸۴

معنی‌های انگلیسی
۱

fee

پردازه، پردازانه، مزد، دستمزد، اجرت، پاداش، پول، شهریه، اجاره کردن، دستمزد دادن به، اجیر کردن

۲

pay

(past: paid ; past participle: paid) ـ پرداختن، دادن، کار سازى داشتن، بجا آوردن، انجام دادن، تلافى کردن، پول دادن، پرداخت، حقوق ماهیانه، اجرت، وابسته به پرداخت

۳

hire

کرایه، اجاره، مزد، اجرت، کرایه کردن، اجیر کردن، کرایه دادن (گاهى با out)

۴

wage

مزد، دستمزد، اجرت، کار مزد، دسترنج، حمل کردن، جنگ بر پا کردن، اجیر کردن، اجر

۵

worth

ارزش، قیمت، بها، سزاوار، ثروت، با ارزش

۶

charge

تصدى، عهده دارى، حمله، اتهام، هزینه، وزن، مسئولیت، گماشتن، عهده دار کردن، زیربار کشیدن، متهم ساختن، مطالبه (بها)، پر کردن (باترى و تفنگ)، مورد حمایت، بار، مطالبه هزینه

۷

expense

برآمد، هزینه، خرج، (مخارج) مصرف، فدیه

۸

remuneration

اجر، پاداش

۹

consideration

ملاحظه، رسیدگى، توجه، مراعات