فرهنگ آریان‌پور

اجراییه صادر کردن

#۲٬۵۷۹

معنی‌های انگلیسی
۱

execute

اجرا کردن، اداره کردن، قانونى کردن، نواختن، نمایش دادن، اعدام کردن