فرهنگ آریان‌پور

بد - بوی -

#۲۵٬۷۹۹

معنی‌های انگلیسی
۱

funk

هراس، وحشت، بیم، آدم ترسو، بوى بد، کج خلقى، عبوسى، طفره زدن، رم کردن بدبو کردن، دود ایجاد کردن، عصبانى کردن

۲

fetor

(stench =) ـ بوى بد، گند

۳

malodor

بوى زننده، بوى بد

۴

malodour

بوى بد

۵

mephitis

بوى بد، بخار مهلک و متعفنى که از زمین بلند مى شود