فرهنگ آریان‌پور

بد

#۲۵٬۷۹۷

معنی‌های انگلیسی
۱

devilish

شیطان صفت، بسیار بد، اهریمنى داوری‌

۲

dreadful

وحشتناک، بد

۳

stinking

(past: stank, stunk ; past participle: stunk) ـ تعفن، گند، بوى بد دادن، بدبو کردن، تعفن داشتن، بد بودن

۴

dirty

چرکین، چرک، کثیف، (مجازى) زشت، کثیف کردن کالا و غیره‌

۵

poorly

فقیر، مسکین، بینوا، بى پول، مستمند، معدود، ناچیز، پست، نامرغوب، دون poor

۶

cheesy

پنیرى، قشنگ

۷

fearful

ترسان، بیمناک، هراسناک خودمانی‌ fearfully

۸

hellish

جهنمى

۹

inferior

پست، نا مرغوب، پایین رتبه، فرعى، درجه دوم عامیانه‌

۱۰

flyblown

بید خورده، بیدزده، آلوده به تخم حشرات خودمانی‌ ناپسند