فرهنگ آریانپور
بد
#۲۵٬۷۹۷
devilish
شیطان صفت، بسیار بد، اهریمنى داوری
dreadful
وحشتناک، بد
stinking
(past: stank, stunk ; past participle: stunk) ـ تعفن، گند، بوى بد دادن، بدبو کردن، تعفن داشتن، بد بودن
dirty
چرکین، چرک، کثیف، (مجازى) زشت، کثیف کردن کالا و غیره
poorly
فقیر، مسکین، بینوا، بى پول، مستمند، معدود، ناچیز، پست، نامرغوب، دون poor
cheesy
پنیرى، قشنگ
fearful
ترسان، بیمناک، هراسناک خودمانی fearfully
hellish
جهنمى
inferior
پست، نا مرغوب، پایین رتبه، فرعى، درجه دوم عامیانه
flyblown
بید خورده، بیدزده، آلوده به تخم حشرات خودمانی ناپسند