واژههای فارسی←اجراییفرهنگ آریانپوراجرایی#۲٬۵۷۳شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱executiveاجرایى، مجرى، هیئت رئیسه۲administrantاداره کننده، اجرایى۳administrativeادارى، اجرایى، مجرىواژههای نزدیک در الفبااجرای رایمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاجرای رقص در اطراف شمشیرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاجرای فی البداههمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاجرای قرارداد را به مجریان دست دوم سپردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاجرای نقشمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاجرای نمایشمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر