واژههای فارسی←بحری یا ساحلی - استان -فرهنگ آریانپوربحری یا ساحلی - استان -#۲۵٬۲۰۹شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱maritimeبحرى، دریایى، وابسته به بازرگانى دریایى، وابسته به دریانوردى، استان بحرى یا ساحلىواژههای نزدیک در الفبابحرانی - مسیر -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبحرانی - موقع -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبحرانی و شدت مرض - دوره -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبحریمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبحری - سندباد -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبحری - قدرت -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر