فرهنگ آریان‌پور

بحری

#۲۵٬۲۰۶

معنی‌های انگلیسی
۱

maritime

بحرى، دریایى، وابسته به بازرگانى دریایى، وابسته به دریانوردى، استان بحرى یا ساحلى

۲

marine

دریایى، بحرى، وابسته به دریانوردى، تفنگدار دریایى

۳

gyrene

(marine =) ـ دریایى، بحرى، وابسته به دریانوردى، تفنگدار دریایى

۴

thalassic

دریایى، اقیانوسى، مربوط به دریا یا خلیج، بحرى