فرهنگ آریانپور
بتونه کاری کردن
#۲۴٬۹۱۹
calk
(caulker , calker , caulk =) ـ بتونه کارى کردن، زیرپوش سازى کردن، مسدود کردن، نعل زدن سر خوردن روى یخ، بانعل یالگد اسب مجروح شدن، کپیه کردن، محاسبه کردن، چرت زدن
prime
اول، عمده، نخست، زبده، درجه یک، آغاز، بهار جوانى، کمال، بهترین قسمت، نخستین، اولیه، اصلى، برجسته، بار کردن، تفنگ را پر کردن، بتونه کارى کردن، قبلا تعلیم دادن، آماده کردن، مجهز ساختن، تحریک کردن
calker
(caulk , calk , caulker =) ـ بتونه کارى کردن، زیرپوش سازى کردن، مسدود کردن، نعل زدن
spackle
بتونه، بتونه نقاشى، بتونه کارى کردن، با بتونه پر کردن