فرهنگ آریان‌پور

بتعویق انداختن

#۲۴٬۸۶۴

معنی‌های انگلیسی
۱

defer

عقب انداختن، بتعویق انداختن، تاخیر کردن، تسلیم شدن، احترام گذاردن

۲

retard

تاخیر کردن، کند ساختن، معوق کردن، بتعویق انداختن، عقب افتاده، دیر کار

۳

postpone

عقب انداختن، بتعویق انداختن، موکول کردن، پست تر دانستن، در درجه دوم گذاشتن

۴

prorogue

(prorogate =) ـ تعطیل کردن، بتعویق انداختن، تعطیل شدن

۵

prorogate

(prorogue =) ـ تعطیل کردن، بتعویق انداختن، تعطیل شدن