فرهنگ آریانپور
بتونه
#۲۴٬۹۱۰
gesso
بتونه، زاموسقه، سطح پوشیده از بتونه
putty
بتونه، سرنج، زاموسقه، آدم ساده و زود باور، بتونه کردن، زاموسقه زدن
filler
بتونه، میله استحکام، پرکننده، مال بند اسب، پر کننده
spackle
بتونه، بتونه نقاشى، بتونه کارى کردن، با بتونه پر کردن
caulk
(calk =) ـ شکاف و سوراخ چیزى را گرفتن، بتونه گیرى کردن، درز گرفتن، آب بندى کردن
primer
برگ نو، یاسم، نوار ابیض، رسمى و خشک، خیلى محتاط، تمیز، رسمى و خشک بودن، خود را گرفتن، آراستن
underlay
(past: underlay ; past participle: underlain) ـ در زیر چیزى لایه قرار دادن، زمینه چیزى بودن