فرهنگ آریان‌پور

اثر داشتن

#۲٬۲۱۸

معنی‌های انگلیسی
۱

react

واکنش نشان دادن، واکنش کردن، عکس العمل نشان دادن، تحت تاثیر واقع شدن

۲

impact

به هم فشردن، پیچیدن، زیر فشار قرار دادن، با شدت ادا کردن، با شدت اصابت کردن، ضربت، فشار، تماس، اصابت، اثر شدید، ضربه، برخورد، اثر impact شیمی‌

۳

influence

نفوذ، تاثیر، اعتبار، برترى، تفوق، توانایى، تجلى، نفوذ کردن بر، تحت نفوذ خود قرار دادن، تاثیر کردن بر، وادار کردن، ترغیب کردن