فرهنگ آریان‌پور

اثر بودن - بی -

#۲٬۱۹۱

معنی‌های انگلیسی
۱

quail

(جانور شناسى) بلدرچین، وشم، بدبده، شانه خالى کردن، از میدان دررفتن، ترسیدن، مردن، پژمرده شدن، لرزیدن، بى اثر بودن، دلمه شدن