فرهنگ آریان‌پور

یورش بردن

#۲۱۹٬۷۹۹

معنی‌های انگلیسی
۱

push

چیزى را زور دادن، با زور جلو بردن، هل دادن، شاخ زدن، یورش بردن، زور، فشار به جلو، هل، تنه، نشاندن، فشار دادن

۲

raid

تاخت و تاز، یورش، حمله ناگهانى، ورود ناگهانى پلیس، یورش آوردن، هجوم آوردن

۳

rush

(گیاه شناسى) نى بوریا، بوریا، انواع گیاهان خانواده سمار، یک پر کاه، جزیى، حمله، یورش، حرکت شدید، ازدحام مردم، جوى، جویبار، هجوم بردن، بر سر چیزى پریدن، کارى را با عجله و اشتیاق انجام دادن

۴

blitz

حمله رعد آسا، حمله رعد آسا کردن

۵

harry

غارت کردن، چاپیدن، لخت کردن، ویران کردن، آزردن، بستوه آوردن

۶

attack

آفند، تک، تکش، تاخت، حمله کردن بر، مبادرت کردن به، تاخت کردن، با گفتار و نوشتجات بدیگرى حمله کردن، حمله، تاخت و تاز، یورش، اصابت یا نزول ناخوشى

۷

charge

تصدى، عهده دارى، حمله، اتهام، هزینه، وزن، مسئولیت، گماشتن، عهده دار کردن، زیربار کشیدن، متهم ساختن، مطالبه (بها)، پر کردن (باترى و تفنگ)، مورد حمایت، بار، مطالبه هزینه

۸

stream

مسیل، نهر، جریان، رود، جوى، جماعت، جارى شدن، ساطع کردن، به طور کامل افراشتن (پرچم) ـ

۹

descend

پایین آمدن، فرود آمدن، نزول کردن