فرهنگ آریان‌پور

یورش

#۲۱۹٬۷۹۵

معنی‌های انگلیسی
۱

sally

یورش، حمله، حرکت سریع، شلیک، یورش آوردن، شلیک کردن، حمله ور شدن، جواب سریع و زیرکانه

۲

assault

یورش، حمله، تجاوز، حمله به مقدسات، اظهار عشق، تجاوز یا حمله کردن

۳

pash

ضربت خرد کننده، سقوط برف سنگین، باران شدید، یورش، نرمى، با زور پرتاب کردن، کوبیدن، رگبار تند باریدن، سر، کله

۴

raid

تاخت و تاز، یورش، حمله ناگهانى، ورود ناگهانى پلیس، یورش آوردن، هجوم آوردن

۵

rush

(گیاه شناسى) نى بوریا، بوریا، انواع گیاهان خانواده سمار، یک پر کاه، جزیى، حمله، یورش، حرکت شدید، ازدحام مردم، جوى، جویبار، هجوم بردن، بر سر چیزى پریدن، کارى را با عجله و اشتیاق انجام دادن

۶

attack

آفند، تک، تکش، تاخت، حمله کردن بر، مبادرت کردن به، تاخت کردن، با گفتار و نوشتجات بدیگرى حمله کردن، حمله، تاخت و تاز، یورش، اصابت یا نزول ناخوشى

۷

onrush

حمله، پیشروى، یورش

۸

pounce

گرده نقاش، خاکه ذغال، ضربت، مشت، پرتاب، استامپ، مهر، حمله با چنگال، یورش، عتاب، جهش، درحال حمله با پنجه، درحال خیز، درحال حمله با چنگال، با چنگال ربودن، مهر زدن به

۹

sortie

sortie، (علوم نظامى) حمله پادگان محاصره شده بمحاصره کنندگان، یورش، یورش آوردن

۱۰

offence

(offense =) ـ گناه، تقصیر، حمله، یورش، هجوم، اهانت، توهین، دلخورى، رنجش، تجاوز، قانون شکنى، بزه

۱۱

offense

(offence =) ـ گناه، تقصیر، حمله، یورش، هجوم، اهانت، توهین، دلخورى، رنجش، تجاوز، قانون شکنى، بزه

۱۲

blitz

حمله رعد آسا، حمله رعد آسا کردن

۱۳

charge

تصدى، عهده دارى، حمله، اتهام، هزینه، وزن، مسئولیت، گماشتن، عهده دار کردن، زیربار کشیدن، متهم ساختن، مطالبه (بها)، پر کردن (باترى و تفنگ)، مورد حمایت، بار، مطالبه هزینه

۱۴

descent

نسب، نژاد، نزول، هبوط

۱۵

invasion

تاخت و تاز، هجوم، تهاجم، استیلا، تعرض ارتش‌