واژههای فارسی←یخ نزدهفرهنگ آریانپوریخ نزده#۲۱۸٬۶۰۱شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱unfrozen(past: unfroze ; past participle: unfrozen) ـ آب کردن، یخ را ذوب کردنواژههای نزدیک در الفبایخ بستمشاهده معنی و ترجمه انگلیسییخ بستنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسییخ بستهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسییخ بندمشاهده معنی و ترجمه انگلیسییخ بندانمشاهده معنی و ترجمه انگلیسییخ بندان - درجه -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر