فرهنگ آریان‌پور

یخ زده

#۲۱۸٬۵۷۵

معنی‌های انگلیسی
۱

frosty

یخ زده، بسیار سرد پوشیده از شبنم یخ زده

۲

frore

شبنم زده، یخ زده

۳

frosted

پوشیده از شبنم یخ زده، یخ زده، سرمازده

۴

icy

یخى، پوشیده از یخ، بسیار سرد، خنک

۵

frigid

بسیار سرد، منجمد، داراى اندکى تمایل جنسى