فرهنگ آریان‌پور

یخ زدن

#۲۱۸٬۵۷۳

معنی‌های انگلیسی
۱

glaciate

یخ بستن، منجمد شدن، منجمد کردن، یخ زدن، با برف یا یخ پوشاندن

۲

ice

منجمد کردن، یخ بستن، منجمد شدن، شکر پوش کردن، یخ، سردى، خونسردى و بى اعتنایى

۳

congeal

ماسیدن، یخ بستن، بستن، منجمد شدن، سفت کردن