فرهنگ آریان‌پور

اثر - بی -

#۲٬۱۶۵

معنی‌های انگلیسی
۱

nude

لخت، برهنه، پوچ، عریان، بى اثر

۲

futile

بیهوده، پوچ، بى فایده، باطل، عبث، بى اثر

۳

feckless

بى اثر، سست

۴

inactive

ناکنش ور، بى کاره، غیر فعال، سست، بى حال، بى اثر، تنبل، بى جنبش، خنثى، کساد، نادایر

۵

indfferent

بى علاقه، لاقید، بى تفاوت، بى تعصب، بى اثر

۶

indifferent

خونسرد، لاقید، بیطرف، بى تمایل، جزیى، بى اثر، ناچیز، نه چندان خوب

۷

ineffective

بى اثر، بیهوده، غیر موثر، بى نتیجه، بى فایده

۸

ineffectual

بیهوده، بى نتیجه، بى اثر، غیر موثر، بى فایده

۹

inoperative

غیر عملى، غیر موثر، باطل، نامعتبر، پوچ، غیر قابل استفاده، بى اثر، غیردایر

۱۰

inefficacious

بى خاصیت، نا سودمند، بى فایده، بى اثر