فرهنگ آریان‌پور

وول زدن

#۲۱۶٬۴۹۹

معنی‌های انگلیسی
۱

shift

تغییرمکان، نوبت کار، مبدله، تغییردادن، تغییر مکان، انتقال، تغییر جهت، بوش، تناوب، نوبت، تعویض، نوبتى، استعداد، ابتکار، تعبیه، نقشه خائنانه، حقه، توطئه، پخش کردن، تعویض کردن، تغییر مکان دادن، انتقال دادن، تغییر مسیر دادن

۲

wriggle

لولیدن، طفره زدن، جنبانیدن، کرم وار تکان دادن، لول خوردن، حرکت کرم وار کردن