فرهنگ آریان‌پور

وول‌ خوردن

#۲۱۶٬۴۹۵

معنی‌های انگلیسی
۱

fidget

بى آرامى، بى قرارى، بخودپیچى، لول خورى، بى قرار بودن، ناراحت بودن

۲

squirm

پیچ و تاب خوردن، لولیدن، حرکت ماروار، ناراحتى نشان دادن

۳

tumble

رقصیدن، جست و خیز کردن، پریدن، افتادن، لغزیدن، ناگهان افتادن، غلت خوردن، معلق خوردن، غلت، چرخش، آشفتگى، به هم ریختگى

۴

welter

اختلاط، درهم و برهمى، خشکى، پژمردگى، آغشتن، غلت زدن

۵

wiggle

لولیدن، جنبیدن، و ول خوردن، تکان دادن

۶

wigwag

ارتباط یا مخابره به وسیله پرچم، جنباندن