فرهنگ آریانپور
وول خوردن
#۲۱۶٬۴۹۵
fidget
بى آرامى، بى قرارى، بخودپیچى، لول خورى، بى قرار بودن، ناراحت بودن
squirm
پیچ و تاب خوردن، لولیدن، حرکت ماروار، ناراحتى نشان دادن
tumble
رقصیدن، جست و خیز کردن، پریدن، افتادن، لغزیدن، ناگهان افتادن، غلت خوردن، معلق خوردن، غلت، چرخش، آشفتگى، به هم ریختگى
welter
اختلاط، درهم و برهمى، خشکى، پژمردگى، آغشتن، غلت زدن
wiggle
لولیدن، جنبیدن، و ول خوردن، تکان دادن
wigwag
ارتباط یا مخابره به وسیله پرچم، جنباندن