فرهنگ آریانپور
ولی
#۲۱۶٬۴۲۶
but
ولى، اما، لیکن، جز، مگر، به استثناى، فقط، نه تنها، به طور محض، بى، بدون
saint
مقدس، " اولیاء "، آدم پرهیز کار، عنوان روحانیون مثل " حضرت " که در اول اسم آنها مى آید ومخفف آن st است، جزو مقدسین و اولیاء محسوب داشتن، مقدس شمردن
warden
سرپرست، ولى، رئیس، ناظر، نگهبان، قراول، بازرس
guardian
نگهبان، ولى (اولیاء)، (حقوق) قیم
guardant
(guardian =) ـ نگهبان، ولى (اولیاء)، (حقوق) قیم
only
فقط، تنها، محض، بس، بیگانه، عمده، صرفاً، منحصراً، یگانه، فقط بخاطر
except
مستثنى کردن، مشمول نکردن، اعتراض کردن جز، بجز، مگر، به استثناى، غیر از، سواى
however
هر چند، اگر چه، هر قدر هم، بهر حال، هنوز، اما