فرهنگ آریان‌پور

ولو کردن

#۲۱۶٬۴۲۱

معنی‌های انگلیسی
۱

ted

ولو کردن، برگردان کردن، پخش کردن

۲

scatter

پراکنده کردن، پراکنده شدن، متفرق کردن، پراکندن، پخش کردن، از هم جدا کردن، پراکنده و پریشان کردن، افشاندن scatter spreadeagle