فرهنگ آریان‌پور

ول‌ کردن (2)

#۲۱۶٬۳۰۹

معنی‌های انگلیسی
۱

ditch

خندق، حفره، راه آب، نهر آب، گودال کندن خودمانی‌

۲

chuck

گیره اى که مته را در ماشین نگه مى دارد، مرغک، عزیزم، جانم، (زبان عامیانه انگلیس) جوجه مرغ تکان، صدایى که براى راندن حیوان به کار مى رود