فرهنگ آریان‌پور

ول‌ کردن

#۲۱۶٬۳۰۸

معنی‌های انگلیسی
۱

leave

(past: left ; past participle: left) ـ برگ دادن، جوانه زدن، باقى گذاردن، رها کردن، ول کردن، گذاشتن، دست کشیدن از، رهسپار شدن، عازم شدن، ترک کردن برگ درخت، اجازه، اذن، مرخصى، رخصت

۲

unloose

شل کردن، آزاد کردن، رها کردن، ول کردن، گشودن (گره)

۳

drop

افت، سقوط، ژیگ، قطره، چکه، نقل، آب نبات، از قلم انداختن، افتادن، چکیدن، رها کردن، انداختن، قطع مراوده

۴

loose

شل، سست، لق، گشاد، ول، آزاد، بى ربط، هرزه، بى بند و بار، لوس و ننر، بى پایه، بى قاعده، رها کردن، در کردن (گلوله و غیره)، منتفى کردن، برطرف کردن، شل و سست شدن، نرم و آزاد شدن، حل کردن، از قید مسئولیت آزاد ساختن، سبکبار کردن، پرداختن

۵

desist

باز ایستادن، دست برداشتن از، دست کشیدن

۶

loosen

شل کردن، لینت دادن، نرم کردن، سست کردن، از خشکى در آوردن

۷

abandon

ترک گفتن، واگذار کردن، تسلیم شدن، رها کردن، تبعید کردن، واگذارى، رها سازى، بى خیالى

۸

disengage

از گیر در آوردن، از قید رها کردن، باز کردن

۹

abandonment

ترک، رها سازى، واگذارى، دل کندن