فرهنگ آریان‌پور

وقفه

#۲۱۶٬۲۱۳

معنی‌های انگلیسی
۱

caesura

وقفه یا سکوت شعر در انت هاى کلمه یا وتد، سکته، وقفه، ایست

۲

interrupt

وقفه، ایجاد وقفه، گسیختن، حرف دیگرى را قطع کردن، منقطع کردن

۳

gap

شکاف، رخنه، درز، دهنه، جاى باز، وقفه، اختلاف زیاد، شکافدار کردن

۴

jib

بادبان سه گوش جلو کشتى، لب زیرین، دهان، حرف، آرواره، نوسان کردن، واخوردن، پس زنى، وقفه

۵

break

(past: broke ; past participle: broken) ـ شکستن، خرد کردن، نقض کردن، شکاف، وقفه، طلوع، مهلت، شکست، از هم باز کردن، انقصال، شکستگى

۶

cease

ایستادن، موقوف شدن، دست کشیدن، گرفتن، وقفه، ایست، توقف

۷

chasm

شکاف، وقفه، (مجازى) فرق بسیار، پرتگاه عظیم

۸

pause

مکث، توقف، وقفه، درنگ، مکث کردن

۹

abeyance

(حقوق) بى تکلیفى، وقفه، تعلیق

۱۰

deadlock

حالت عدم فعالیتى که در اثر وجود دو نیروى متعادل ایجاد گردد، وقفه، بى تکلیفى، دچار وقفه یا بى تکلیفى شدن، بن بست

۱۱

interval

فاصله، مدت، فرجه، ایست، وقفه، فترت، خلال

۱۲

paralysis

فلج، رعشه، سکته ناقص، از کار افتادگى، وقفه، بیحالى، رخوت، عجز

۱۳

standstill

ایست، وقفه، تعطیل، بدون حرکت، ثابت

۱۴

interruption

انقطاع، تعلیق، وقفه، ایجاد وقفه

۱۵

hold back

مانع، گیر، بند، وقفه، توقف، مانع شدن، اشغال کننده