فرهنگ آریانپور
وقف کردن
#۲۱۶٬۲۱۱
devote
وقف کردن، اختصاص دادن، فدا کردن
bequeath
وقف کردن، تخصیص دادن به، (از راه وصیت نامه) به کسى واگذار کردن
avow
نذر، پیمان، عهد، قول، شرط، تعیین، عزم، تصمیم، نذر کردن، قسم خوردن، وقف کردن
endow
اعطا کردن (به)، (به صیغه اسم مفعول) دارا، چیزى را وقف کردن، وقف کردن، موهبت بخشیدن به
amortize
کشتن، بى حس کردن، خراب کردن، (حقوق) بدیگرى واگذار کردن، وقف کردن، مستهلک کردن
dedicate
اهدا کردن، اختصاص دادن، وقف کردن، پیشکش
mortmain
انتقال ناپذیرى، وقف، وقف کردن