فرهنگ آریان‌پور

وعده‌ خوراک

#۲۱۶٬۰۱۲

معنی‌های انگلیسی
۱

repast

خوراک، ضیافت، غذا خوردن، وقت غذاخورى

۲

helping

کمک کردن، یارى کردن، مساعدت کردن (با)، همدستى کردن، مدد رساندن، بهتر کردن چاره کردن، کمک، یارى، مساعدت، مدد، نوکر، مزدور help

۳

serving

خدمت کردن، خدمت انجام دادن، به کار رفتن، به درد خوردن، (در بازى) توپ را زدن

۴

bellyful

(مقدار) یک شکم