فرهنگ آریان‌پور

وعده

#۲۱۶٬۰۰۹

معنی‌های انگلیسی
۱

promise

وعده، قول، عهد، پیمان، نوید، انتظار وعده دادن، قول دادن، پیمان بستن

۲

hest

(ک.) امر، فرمان، امریه، وعده

۳

behest

قول، وعده، موعود، امر، دستور

۴

appointment

تعیین، انتصاب، قرار ملاقات، وعده ملاقات، کار، منصب، گماشت

۵

date

تاریخ، تاریخ گذاشتن، خرما، درخت خرما، نخل، زمان، تاریخ گذاردن، مدت معین کردن، سنه

۶

plate

صفحه فلزى، ورقه یا صفحه، قاب (مثل قاب ساعت)، پلاک، لوح، لوحه، روکش، بشقاب، به قدر یک بشقاب روکش فلزى کردن، آبکارى فلزى کردن، روکش کردن، متورق کردن، صفحه، اندودن

۷

usance

مهلت، مدت، سررسید، عرف، ربح پول، سود سرمایه

۸

engagement

نامزدى، اشتغال، مشغولیت