فرهنگ آریان‌پور

وظیفه محول‌ کردن

#۲۱۵٬۹۹۲

معنی‌های انگلیسی
۱

task

تکلیف، وظیفه، کار، امر مهم، زیاد خسته کردن، به کارى گماشتن، تهمت زدن، تحمیل کردن