فرهنگ آریان‌پور

وظیفه شناس

#۲۱۵٬۹۸۵

معنی‌های انگلیسی
۱

feal

وظیفه شناس، نمک شناس، باوفا

۲

leal

(اسکاتلند) وظیفه شناس، حقشناس، وفادار، صادق، بى عیب، دوست

۳

loyal

باوفا، وفادار، صادق، وظیفه شناس، صادقانه، ثابت، پا برجاى، مشروع

۴

duteous

گماشت شناس، وظیفه شناس، مطیع، فروتن، حلیم

۵

dutiful

گماشت شناس، وظیفه شناس

۶

conscientious

با وجدان، وظیفه شناس

۷

responsible

مسئول، عهده دار، مسئولیت دار، معتبر، آبرومند