واژههای فارسی←وظیفه - افسر -فرهنگ آریانپوروظیفه - افسر -#۲۱۵٬۹۶۲شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱noncommissioned officerافسر دون رتبه، درجه دار، افسر وظیفهواژههای نزدیک در الفباوظایف کاری - شرح -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیوظایف گروهبانیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیوظایف مدیر تصفیه امور ورشکستگانمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیوظایف و حقوق رعایامشاهده معنی و ترجمه انگلیسیوظایف والدینمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیوظیفهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر