وسعت
#۲۱۵٬۳۹۴
extent
وسعت، اندازه، فراخى، حد، مقدار، حوزه
ambit
پیرامون، حدود، حوزه، وسعت، محوطه
gamut
(موسیقى) هنگام، گام، حدود، حیطه، وسعت، رسایى
limit
حد، محدود کردن، حدود، کنار، پایان، اندازه، وسعت، معین کردن، منحصر کردن
scope
حوزه، وسعت، نوسان نما، هدف، منظور، نقطه توجه، طرح نهایى، فحوا، مفاد، مطمح نظر، میدان دید، آزادى عمل، میدان، قلمرو
tract
مدت، مرور، کشش، حد، وسعت، اندازه، داستان یانمایشنامه و یا حوادث مسلسل، نشان، اثر، رد بپا، رشته، قطعه، مقاله، رساله، نشریه
width
پهنا، عرض، پهنه، وسعت، چیز پهن
spread
(past: spread ; past participle: spread) ـ پخش کردن، گستردن، فرش کردن، گسترش یافتن، منتشر شدن، بسط و توسعه یافتن، گسترش، وسعت، شیوع، پهن کردن، پهن شدن
expanse
پهنا، وسعت، فضاى زیاد، بسط و توسعه، گسترش
purview
مواد اساسى، وسعت، حدود، میدان، رسایى، قلمرو اجراء، چشم رس، میدان دید، موضوع مورد بحث، حدود صلاحیت
vastity
(vastitude، vastness) پهناورى، وسعت، عظمت، بزرگى
breadth
پهنا، عرض، وسعت نظر
latitude
عرض جغرافیایى، آزادى عمل، وسعت، عمل، بى قیدى
vastness
(vastity، vastitude) پهناورى، وسعت، عظمت، بزرگى
vastitude
(vastity، vastness) پهناورى، وسعت، عظمت، بزرگى
area
مساحت، فضا، ناحیه
circle
دایره، محیط دایره، محفل، حوزه، قلمرو، دورزدن، مدور ساختن، دور (چیزى را) گرفتن، احاطه کردن واژه هاى شامل