فرهنگ آریان‌پور

وسعت

#۲۱۵٬۳۹۴

معنی‌های انگلیسی
۱

extent

وسعت، اندازه، فراخى، حد، مقدار، حوزه

۲

ambit

پیرامون، حدود، حوزه، وسعت، محوطه

۳

gamut

(موسیقى) هنگام، گام، حدود، حیطه، وسعت، رسایى

۴

limit

حد، محدود کردن، حدود، کنار، پایان، اندازه، وسعت، معین کردن، منحصر کردن

۵

scope

حوزه، وسعت، نوسان نما، هدف، منظور، نقطه توجه، طرح نهایى، فحوا، مفاد، مطمح نظر، میدان دید، آزادى عمل، میدان، قلمرو

۶

tract

مدت، مرور، کشش، حد، وسعت، اندازه، داستان یانمایشنامه و یا حوادث مسلسل، نشان، اثر، رد بپا، رشته، قطعه، مقاله، رساله، نشریه

۷

width

پهنا، عرض، پهنه، وسعت، چیز پهن

۸

spread

(past: spread ; past participle: spread) ـ پخش کردن، گستردن، فرش کردن، گسترش یافتن، منتشر شدن، بسط و توسعه یافتن، گسترش، وسعت، شیوع، پهن کردن، پهن شدن

۹

expanse

پهنا، وسعت، فضاى زیاد، بسط و توسعه، گسترش

۱۰

purview

مواد اساسى، وسعت، حدود، میدان، رسایى، قلمرو اجراء، چشم رس، میدان دید، موضوع مورد بحث، حدود صلاحیت

۱۱

vastity

(vastitude، vastness) پهناورى، وسعت، عظمت، بزرگى

۱۲

breadth

پهنا، عرض، وسعت نظر

۱۳

latitude

عرض جغرافیایى، آزادى عمل، وسعت، عمل، بى قیدى

۱۴

vastness

(vastity، vastitude) پهناورى، وسعت، عظمت، بزرگى

۱۵

vastitude

(vastity، vastness) پهناورى، وسعت، عظمت، بزرگى

۱۶

area

مساحت، فضا، ناحیه

۱۷

circle

دایره، محیط دایره، محفل، حوزه، قلمرو، دورزدن، مدور ساختن، دور (چیزى را) گرفتن، احاطه کردن واژه هاى شامل