فرهنگ آریان‌پور

وزش

#۲۱۵٬۱۵۱

معنی‌های انگلیسی
۱

guff

وزش، نسیم، حرف مفت، چیز قلابى

۲

blast

وزش، سوز، باد، دم، جریان هوا یا بخار، صداى شیپور، بادزدگى، (معدن) انفجار، (علوم نظامى) صداى انفجار، صداى ترکیدن، ترکاندن، سوزاندن

۳

bop

زدن، تصادف کردن، برخورد کردن، تصادم کردن، وزش، دمیدن

۴

puff

فوت، پف، دود و یا بخار، قسمت پف کرده جامه زنانه، غذاى پف دار، مشروب گازدار، پفک، پک زدن، چپق یا سیگار کشیدن، بلوف زدن، لاف زدن، پف کردن، منفجر کردن، منفجر شدن، وزش باد، وزیدن

۵

plunk

صداى تند و خشن درآوردن، قار قار کردن، تلپى افتادن، وزش، ضربت، با صداى تلپ

۶

whiff

دروغ گفتن، دروغ در چیزى گفتن، چاخان، باد، نفخه، بو، دود، وزش، پف، پرچم، با صداى پف حرکت دادن، وزیدن، وزاندن

۷

flatus

باد شکم، گاز شکم، نفخ، وزش، دم، نسیم

۸

airflow

جریان هوا، نسیم، وزش

۹

afflatus

الهام، وزش، وحى الهى

۱۰

blow

(past: blew ; past participle: blown) ـ دمیدن، وزیدن، در اثر دمیدن ایجاد صدا کردن، ترکیدن

۱۱

stream

مسیل، نهر، جریان، رود، جوى، جماعت، جارى شدن، ساطع کردن، به طور کامل افراشتن (پرچم) ـ