فرهنگ آریانپور
وزاندن
#۲۱۵٬۱۴۵
whiff
دروغ گفتن، دروغ در چیزى گفتن، چاخان، باد، نفخه، بو، دود، وزش، پف، پرچم، با صداى پف حرکت دادن، وزیدن، وزاندن
fan
باد بزن، تماشاچى ورزش دوست، باد زدن، وزیدن بر، بادبزن، پروانه، بادزن، پنکه
mat
بوریا، حصیر، کفش پاک کن، پادرى، زیر بشقابى، زیر گلدانى، بوریا پوش کردن، با حصیر پوشاندن، درهم گیر کردن
waft
روى هوایا آب شناور ساختن، وزش نسیم، به هوا راندن، به حرکت در آوردن
tease
(teaze =) ـ آزار دادن، اذیت کردن، کسى را دست انداختن، سخنان نیشدار گفتن، اذیت، پوش دادن مو
ferment
ترش شدن، مخمرشدن، ور آمدن، (مجازى) برانگیزاندن، تهییج کردن، ماده تخمیر، مایه، جوش، خروش، اضطراب
ventilate
بادخور کردن، تهویه کردن، هوا دادن به، پاک کردن