فرهنگ آریان‌پور

وز وز کردن

#۲۱۵٬۱۲۷

معنی‌های انگلیسی
۱

hum

وزوز کردن، همهمه کردن، صدا کردن (مثل فرفره)، زمزمه کردن، در فعالیت بودن، فریب دادن

۲

buzz

وزوز کردن، ورور کردن، نامشخص حرف زدن، وزوز، ورور، شایعه، همهمه، آوازه

۳

zoom

هواپیما را با سرعت و با زاویه تند به بالا راندن، زوم، با صداى وزوز حرکت کردن، وزوز، بسرعت ترقى کردن یا بالا رفتن، (در فیلمبردارى) فاصله کانونى عدسى را کم و زیاد کردن

۴

drone

زنبور عسل نر، وزوز، سخن یکنواخت، وزوز کردن، یکنواخت سخن گفتن