فرهنگ آریان‌پور

وز کرده

#۲۱۵٬۱۲۳

معنی‌های انگلیسی
۱

kinky

پیچ خورده، گره خورده، موى وز کرده، فرفرى

۲

crisp

مجعد شدن، موجدار کردن، حلقه حلقه کردن، چیز خشک و ترد، ترد، سیب زمینى برشته

۳

fuzzy

کرکى، ریش ریش، پرزدار، خوابدار، تیره

۴

unruly

سرکش، یاغى، متمرد، مضطرب، متلاطم گیسو

۵

unkempt

شانه نکرده، ژولیده، نامرتب، ناهنجار، خشن، ناسترده