فرهنگ آریان‌پور

اثبات‌ کردن

#۲٬۱۵۱

معنی‌های انگلیسی
۱

demonstrate

اثبات کردن (با دلیل)، نشان دادن، شرح دادن، تظاهرات کردن، ثابت کردن

۲

corroborate

تائید کردن، تقویت کردن، اثبات کردن

۳

substantiate

ماهیت جسمانى دادن به، شکل مادى بخشیدن به، با دلیل و مدرک اثبات کردن

۴

prove

(past: proved ; past participle: proved, proven) ـ ثابت کردن، در آمدن

۵

verify

بازبینى کردن، تحقیق کردن، رسیدگى کردن، صحت و سقم امرى را معلوم کردن، ممیزى کردن

۶

validate

معتبر ساختن، تایید اعتبار، قانونى کردن، قانونى شناختن، نافذ شمردن، تنفیذ کردن

۷

ascertain

معلوم کردن، ثابت کردن، معین کردن