فرهنگ آریانپور
اثبات کردن
#۲٬۱۵۱
demonstrate
اثبات کردن (با دلیل)، نشان دادن، شرح دادن، تظاهرات کردن، ثابت کردن
corroborate
تائید کردن، تقویت کردن، اثبات کردن
substantiate
ماهیت جسمانى دادن به، شکل مادى بخشیدن به، با دلیل و مدرک اثبات کردن
prove
(past: proved ; past participle: proved, proven) ـ ثابت کردن، در آمدن
verify
بازبینى کردن، تحقیق کردن، رسیدگى کردن، صحت و سقم امرى را معلوم کردن، ممیزى کردن
validate
معتبر ساختن، تایید اعتبار، قانونى کردن، قانونى شناختن، نافذ شمردن، تنفیذ کردن
ascertain
معلوم کردن، ثابت کردن، معین کردن