فرهنگ آریان‌پور

اثبات شده

#۲٬۱۴۸

معنی‌های انگلیسی
۱

tried

کوشش کردن، سعى کردن، کوشیدن، آزمودن، محاکمه کردن، جدا کردن، سنجیدن، آزمایش، امتحان، آزمون، کوشش

۲

proven

(past: proved ; past participle: proved, proven) ـ ثابت کردن، در آمدن

۳

confirmed

تایید کردن، تصدیق کردن، تائید کردن، تثبیت کردن