فرهنگ آریانپور
اثبات شده
#۲٬۱۴۸
tried
کوشش کردن، سعى کردن، کوشیدن، آزمودن، محاکمه کردن، جدا کردن، سنجیدن، آزمایش، امتحان، آزمون، کوشش
proven
(past: proved ; past participle: proved, proven) ـ ثابت کردن، در آمدن
confirmed
تایید کردن، تصدیق کردن، تائید کردن، تثبیت کردن