فرهنگ آریان‌پور

ورور کردن

#۲۱۵٬۰۸۹

معنی‌های انگلیسی
۱

buzz

وزوز کردن، ورور کردن، نامشخص حرف زدن، وزوز، ورور، شایعه، همهمه، آوازه

۲

jabber

ورور، سخن تند و ناشمرده، گپ، گپ زنى، پچ پچ، ورور کردن