فرهنگ آریان‌پور

ورانداز کردن

#۲۱۴٬۶۴۰

معنی‌های انگلیسی
۱

eye

چشم، دیده، بینایى، دهانه، سوراخ سوزن، دکمه یا گره سیب زمینى، مرکز هر چیزى، کارآگاه، نگاه کردن، دیدن، پائیدن

۲

appraise

ارزیابى کردن، تقویم کردن، تخمین زدن