فرهنگ آریانپور
ورودی
#۲۱۵٬۰۵۱
input
(past: inputted, input ; past participle: inputted, input) ـ درون گذاشت، پول بمیان نهاده، خرج، نیروى مصرف شده، ورودى، درونداد
intake
مدخل آبگیرى (در لوله)، مقدار آب یا گازى که با لوله گرفته و جذب مى شود، جاى آبگیرى، نیروى به کار رفته (در ماشین)، نیروى جذب شده، مک، مکیدن، تنفس، فریب، حقه، مقدار جذب چیزى به درون، فرا گرفتگى
outbound
رهسپار دریا، عازم ناحیه دور دست