فرهنگ آریان‌پور

ورود

#۲۱۵٬۰۲۴

معنی‌های انگلیسی
۱

entree

ورود، دخول، مدخل، اجازه ى ورود، غذاى اصلى

۲

arrival

ورود، دخول

۳

importation

ورود، واردات

۴

entry

ثبت، فقره، قلم، دخول، مدخل، ادخال، ورود، راه، راهرو، ثبت در دفتر، چیز ثبت شده یا وارد شده

۵

infare

دخول، ورود، وارد، مهمانى به مناسبت ورود

۶

inning

زمین باز یافته (از دریا یا مرداب)، تصدى، ورود، نوبت

۷

advent

ظهور و ورود (چهار یکشنبه قبل از میلاد مسیح)

۸

ingress

دخول، ورود، حق دخول، اجازه ورود

۹

introit

دخول، ورود، مدخل، سرود افتتاحیه

۱۰

entrance

مدخل، درون رفت، ورودیه، اجازه ورود، حق ورود، دروازه ى دخول، ورود، بار، درب مدخل، آغاز مدهوش کردن، در بیهوشى یاغش انداختن، (مج) از خود بى خود کردن، زیاد شیفته کردن

۱۱

accession

نزدیکى، ورود، دخول، پیشرفت، افزایش، نیل (بجاه و مقام بخصوص سلطنت)، جلوس، (پزشکى) شیوع، بروز، (حقوق) تملک نما ى، شیى اضافه یا الحاق شده، نمائات (حیوان و درخت)، تابع وصول، الحاق حقوق، شرکت در مالکیت بترتیب خرید وارد دفتر و ثبت کردن

۱۲

admitance

دخول، ورود، بار، اجازه ى دخول، (معنى مجازى) تصدیق، روا، مجاز، گذرایى

۱۳

admission

پذیرش، قبول، تصدیق، اعتراف، دخول، درآمد، اجازه ى ورود، ورودیه، پذیرانه، بارداد

۱۴

introgression

دخول، ورود

۱۵

access

دسترس، دسترسى، راه، تقریب، اجازه دخول، راه دسترس، مدخل، وسیله حصول، افزایش، الحاق، اضافه، (پزشکى) بروز مرض، حمله، اصابت، (حقوق) دسترسى یا مجال مقاربت، (در مسیحیت) تقرب به خدا، دست یابى

۱۶

approach

نزدیک شدن، نزدیک آمدن، معبر، مشى واژه هاى شامل

۱۷

admittance

هدایت ظاهرى