فرهنگ آریان‌پور

ورم کرده

#۲۱۴٬۹۹۴

معنی‌های انگلیسی
۱

blubbery

ورم کرده، حباب وار، چاق و فربه

۲

angry

اوقات تلخ، رنجیده، خشمناک، دردناک، قرمز شده، ورم کرده، دژم، برآشفته

۳

tumid

(tumescent =) ـ باد کرده، آماس کرده، آماسیده، ورم کرده، متورم، ورقلنبیده، پر آب و تاب، مطنطن

۴

distent

منبسط، ورم کرده

۵

nodular

گره دار، ورم کرده، قلنبه شده، گره گره

۶

tumescent

(tumid =) ـ باد کرده، آماس کرده، آماسیده، ورم کرده، متورم، ورقلنبیده، پر آب و تاب، مطنطن

۷

blown

(past: blew ; past participle: blown) ـ دمیدن، وزیدن، در اثر دمیدن ایجاد صدا کردن، ترکیدن blow

۸

swollen

(past: swelled ; past participle: swollen, swelled) ـ باد کردن، آماس کردن، متورم کردن، باد غرور داشتن، تورم، برجستگى، برجسته، شیک، زیبا (در گویش، آمریکایى) عالى swell