ورم
#۲۱۴٬۹۶۱
tympany
ورم، گزافه گویى، مبالغه، صداى سنگین، طبل
tumidity
ورم، آماس، غرور، باد کردگى
turgidity
ورم، آماس، باد، باد کردگى، تورم، غرور، طمطراق
node
گره، اشکال، دشوارى، برآمدگى، ورم، غده، منحنى
welt
حاشیه چرمى دور چیزى، مغزى، مغزى گذاشتن، شلاق زدن، لبه، نوار باریک، نوار، ورم، تاول
botch
سنبل کردن، خراب کردن، از شکل انداختن، وصله و پینه بدنما، کار سر هم بندى، ورم
bulge
برآمدگى، شکم، تحدب، ورم، بالا رفتگى، صعود، متورم شدن، باد کردن
bunny
پینه، ورم، اسم حیوان دست آموز (مثل خرگوش)
edema
(پزشکى) ورم، آماس، خیز
swell
(past: swelled ; past participle: swollen, swelled) ـ باد کردن، آماس کردن، متورم کردن، باد غرور داشتن، تورم، برجستگى، برجسته، شیک، زیبا (در گویش، آمریکایى) عالى swell turgidness
dropsy
خیز، ورم، استسقاء
tumour
(tumor =) ـ دشبل، تومور، برآمدگى، ورم، غده
swelling
آماس، باد، ورم، باد کننده، متورم (شونده)، غلنبه
tumefaction
(tumescence =) ـ آماس، ورم، حالت تورم
inflammation
(پزشکى) آماس، التهاب، شعله ور سازى، احتراق puffiness