فرهنگ آریانپور
ورقلمبیدن
#۲۱۴٬۸۸۴
jut
پیش رفتن، پیشرفتگى داشتن، جلو رفتن (بیشتر با out یا مانند آن بکارمیرود)، پیش رفتگى، پیش آمدگى
butt
شاخ زدن، ضربه زدن، پیش رفتن، پیشرفتگى داشتن، نزدیک یا متصل شدن، بشکه، ته، بیخ، کپل، ته درخت، ته قنداق تفنگ، هدف
bulge
برآمدگى، شکم، تحدب، ورم، بالا رفتگى، صعود، متورم شدن، باد کردن
distend
باد کردن، بزرگ کردن، متورم شدن
extrude
بیرون انداختن، تبعید کردن، دفع کردن، بیرون آمدن، از قالب درآوردن
obtrude
بدون تقاضا چیزى را مطرح کردن، مزاحم شدن، متحمل شدن بر، جسارت کردن
protrude
برآمدگى داشتن، جلو آمده بودن، تحمیل کردن