فرهنگ آریان‌پور

ورقلمبیدگی

#۲۱۴٬۸۸۳

معنی‌های انگلیسی
۱

puff

فوت، پف، دود و یا بخار، قسمت پف کرده جامه زنانه، غذاى پف دار، مشروب گازدار، پفک، پک زدن، چپق یا سیگار کشیدن، بلوف زدن، لاف زدن، پف کردن، منفجر کردن، منفجر شدن، وزش باد، وزیدن

۲

knurl

گره، برآمدگى، تپه، قبه، دانه، کنگره، آلت کنگره سازى، کنگره دار کردن، خپله

۳

distension

باد کردگى، انبساط، نفخ distention

۴

protrusion

پیش آمدگى، پیش رفتگى، جلو افتادگى، تحمیل