فرهنگ آریانپور
ورقلمبیدگی
#۲۱۴٬۸۸۳
puff
فوت، پف، دود و یا بخار، قسمت پف کرده جامه زنانه، غذاى پف دار، مشروب گازدار، پفک، پک زدن، چپق یا سیگار کشیدن، بلوف زدن، لاف زدن، پف کردن، منفجر کردن، منفجر شدن، وزش باد، وزیدن
knurl
گره، برآمدگى، تپه، قبه، دانه، کنگره، آلت کنگره سازى، کنگره دار کردن، خپله
distension
باد کردگى، انبساط، نفخ distention
protrusion
پیش آمدگى، پیش رفتگى، جلو افتادگى، تحمیل