فرهنگ آریان‌پور

ورق

#۲۱۴٬۸۲۰

معنی‌های انگلیسی
۱

sheet

ورق، ورقه، صفحه، ملافه، تخته، پهنه، سطح، متورق، ورقه ورقه، ورق شده، ملافه کردن، ورقه کردن

۲

card

کارت، برگ، ورق، ورق بازى، گنجفه، کارت ویزیت، بلیط، مقوا، کارت تبریک، کارت عضویت، ورق بازى کردن، پنبه زنى، ماشین پرداخت پارچه card ـ (52)

۳

foil

جاى نگین، تراشه، ته چک، سوش، فلز ورق شده، ورق، سیماب پشت آینه، زرورق، بى اثر کردن، عقیم گذاردن، خنثى کردن، دفع کردن، فلز را ورقه کردن

۴

leaf

برگ، ورق، لایه، صفحه، لنگه، ورقه، دندانه، برگى شکل، برگ دادن، جوانه زدن، ورق زدن

۵

page

صفحه، پسر بچه، پادو، خانه شاگرد، پیشخدمتى کردن، برگ، صفحات را نمره گذارى کردن