فرهنگ آریان‌پور

ورطه

#۲۱۴٬۸۱۵

معنی‌های انگلیسی
۱

gulf

خلیج، گرداب، هر چیز بلعنده و فرو برنده، جدایى، فاصله، دورى، مفارقت

۲

chaos

هرج و مرج، بى نظمى کامل، شلوغى، آشفتگى

۳

chasm

شکاف، وقفه، (مجازى) فرق بسیار، پرتگاه عظیم

۴

slough

لجن زار، لجن، باتلاق، نهر، انحطاط، در لجن گیر افتادن، پوست ریخته شده مار، پوست مار، پوسته خارجى، پوست، سبوس، پوست دله زخم، پوسته پوسته شدگى، پوست انداختن، ضربه سنگین زدن

۵

jeopardy

مخاطره، خطر، (معنى مجازى) مسئله بغرنج، گرفتارى حقوقى