فرهنگ آریان‌پور

ورزیدگی

#۲۱۴٬۷۷۶

معنی‌های انگلیسی
۱

skill

چیره دستى، ورزیدگى، تردستى، مهارت، استادى، زبر دستى، هنرمندى، کاردانى، مهارت عملى داشتن، کاردان بودن، فهمیدن

۲

experience

آزمودگى، تجربه، تجربه کردن، تحمل کردن، آروین، ورزیدگى، کارآزمودگى، آزمایش، کشیدن، تمرین دادن

۳

proficiency

زبردستى، چیرگى، مهارت، تخصص، کارآیى